اخبار > اجبار به مطالعه درسی موجب کتابخوانی نمی شود
خدمات نهاد
اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 40015
 بازدید امروز : 138
 کل بازدید : 538262
 بازدیدکنندگان آنلاين : 4
 زمان بازدید : 0.61
 


  چاپ        ارسال به دوست

اجبار به مطالعه درسی موجب کتابخوانی نمی شود

رهبر انقلاب همواره اهمیت مطالعه و کتابخوانی را به مسئولین و مردم گوشزد کرده و کتاب نخواندن را بزرگ‌ترین تنبلی خوانده‌اند. یا در جایی دیگر می‌فرمایند: کتاب مقوله بسیار مهمی است. البته من به کارهای هنری و تصویری تلویزیون، سینما، یا از این قبیل چیز‌ها خیلی اعتقاد دارم؛ اما کتاب نقش مخصوصی دارد. جای کتاب را هیچ چیزی پر نمی‌‏کند. از همین رو محمد سرشار، دکترای مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی و مدیر حوزه هنری استان تهران به سئوال‌های ما در زمینه پیرامون بررسی وضعیت مطالعه در کشور و راهکارهای افزایش سرانه مطالعه و... پاسخ داده است
* چرا مطالعه و کتابخوانی یک مسئله ملی و با اهمیت محسوب می‌شود؟
نظام جمهوری اسلامی ایران و دیگر نظام‏های سیاسی‌ای که مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی دارند، بر عنصر «آگاهی همگانی» تکیه کرده‌اند. این آگاهی همگانی است که منجر به پیروزی انقلاب شده و در نقاط عطف و مواقع ناکارآمدی دستگاه‏های حکومتی، باعث شده بقای نظام تضمین شود. آگاهی همگانی به شیوه‌ها و شکل‏های گوناگون ایجاد و تقویت می‌شود. روش‏هایی که در هر بافت فرهنگی، به تناسب ویژگی‏های آن، متفاوت است. کتاب و کتابخوانی هم یکی از همین روش هاست.
* آیا کتاب، به خودی خود یک قالب مقدس است؟
پاسخ بیشتر مردم به این سؤال مثبت است. چرا که قالب کتاب حاوی مظروف‏های مقدسی چون قرآن کریم، نهج الفصاحه، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و کتاب‏های بسیار خوب بیشماری بوده است. اما بدیهی است که این تقدس محتوا، منجر به تقدس قالب نمی‌شود. چرا که ممکن است همین کتاب، حاوی مطالب گمراه ‌کننده و فریبنده‌ای باشد.
* وضعیت کتابخوانی در ایران نسبت به سایر کشور‌ها چگونه است؟
البته در گزارش وضعیت کتابخوانی ایرانیان، بدبینی ما به توانایی‌های خودمان هم وجود دارد. اما مرکز آمار کمیسیون اروپا گزارش‌های آماری متعددی منتشر می‌کند. بخشی از این گزارش به «مشارکت فرهنگی» اختصاص دارد و وضعیت کتابخوانی را در ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا نشان می‌دهد. براساس این گزارش که مربوط به ویرایش‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۱۱ میلادی است، ۲۸ درصد اروپاییان در ۱۲ ماه گذشته هیچ کتابی نخوانده‌اند؛ ۲۰ درصد یک یا دو کتاب، ۱۴ درصد سه تا پنج کتاب و ۳۷ درصد بیش از پنج کتاب خوانده‌اند. فنلاند با ۳۵ دقیقه، آلمان با ۲۶ دقیقه، نروژ با ۲۴ دقیقه، سوئد با ۲۳ دقیقه، انگلیس با ۱۵ دقیقه، فرانسه با ۱۰ دقیقه، ایتالیا با ۶ دقیقه و اسپانیا با ۴ دقیقه سرانهٔ مطالعه در روز رتبه‌های یکم تا هشتم را به خود اختصاص داده‌اند. این در حالی است که هر ۵ کشور اول، دارای بیش از ۵ ساعت اوقات فراغت روزانه هستند. همچنین «مرکز تحقیقات گذران وقت» مرکزی وابسته به دانشگاه آکسفورد است که در زمینهٔ چگونگی گذران وقت در کشورهای مختلف، تحقیق می‌کند. «کارهای روزمره در ۲۲ کشور» این مرکز، در سال ۲۰۱۰.م منتشر کرده است که بخشی از آن به سرانهٔ مطالعهٔ افراد بین ۱۸ تا ۶۴ سال اختصاص دارد. طبق این گزارش در ۲۲ کشور مورد بررسی، کشورهای فنلاند، استونی، آلمان، هلند، نروژ و سوئد بیشترین زمان را برای خواندن کتاب‌ها و دیگر اقلام چاپ‌ شده اختصاص می‌دهند. در این گزارش، میان مطالعهٔ منابع دیجیتال و منابع چاپ‌ شده تفاوت گذاشته شده اما مطالعهٔ کتاب، روزنامه، مجله و دیگر اقلام چاپی، یکسان دانسته شده است. در ایران هر یک از سنجش‌های صورت گرفته، به تناسب اهداف و چارچوب، روش نمونه‌گیری، شیوهٔ تنظیم پرسش‌نامه و دیگر عوامل، نتایج متفاوتی را عرضه کرده‌اند و در عمل امکان مقایسهٔ نتایج این سنجش‌ها با یک‌دیگر، دشوار است. در هر حال سنجش سرانهٔ مطالعه از سوی شورای فرهنگ عمومی کشور، عدد ۱۶ دقیقه را برای مطالعهٔ آزاد کتاب‌های چاپی، عدد ۲ دقیقه را برای مطالعهٔ آزاد کتاب‌های دیجیتال و عدد ۲۴ دقیقه را برای مطالعهٔ روزنامه‌ها و نشریات نشان می‌دهد.


×Ads by HD-V2.2V12.11* آیا مطالعه‏ قرآن هم جزو این آمار محسوب شده است یا نه؟
یکی از سؤالات مهم در سنجش میزان مطالعه، درنظر گرفتن یا نگرفتن مطالعه کتاب‌های دینی است. بهترین پاسخ به این سؤال، یک سؤال علت‌کاوانه است: «چرا نباید مطالعه قرآن جزو سرانه مطالعه محسوب شود؟» اولاً قرآن مجید به عنوان یک متن دینی، در قالب کتاب، در دسترس انسان‏‌ها قرار دارد و مطالعه‏ این کتاب (نه قرائت از حفظ)، مطالعه‌ای آگاهی‌بخش و سعادت‌آفرین به حساب می‌آید. بنابرین، خروج قرآن مجید از دایره کتاب، مبنای علمی ندارد. ثانیاً اگر بنا به خروج قرآن مجید از دایره کتاب باشد، کتاب‏های نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیه، مفاتیح الجنان، اللهوف و... نیز باید از این دایره خارج شوند.
* با توجه به وضعیت موجود کتابخوانی در کشور، پیشنهادات عملی برای ترویج فرهنگ کتابخوانی کدامند؟
اول این‌که باید عادت به کتابخوانی را با استفاده از روش‌های مختلف، در کودکان خود و نسل اینده نهادینه کنیم. حجم سنگین کتب و تکالیف درسی در دوره‌های آموزش ابتدایی و متوسطه نیز، وقت کمی را برای مطالعه آزاد در اختیار دانش‌آموزان می‌گذارد.  متاسفانه اجبار به مطالعهٔ درسی، موجب ایجاد عادت به کتاب‌خوانی نمی‌شود. پس لازم است در مدارس، برنامهٔ هوشمندانه‌ای برای ترغیب دانش‌آموزان به مطالعهٔ غیردرسی طراحی و اجرا شود. ابتدایی‌ترین و بدیهی‌ترین گام در این زمینه، ایجاد دسترسی آسان دانش‌آموزان به کتاب است. سخت‌افزار لازم برای دسترسی آسان به کتاب، کتاب‌خانه است. دسترسی به کتاب و کتابخانه‌ها هم باید افزایش یابد.
* شرایط زندگی امروز مانع کتابخوانی نیست؟
زندگی شهری، وقت زیادی را از شهروندان می‌کشد. این زمان‌های مرده، اوقاتی هستند که با احیای آن‌ها در جهت کتاب‌خوانی، می‌توان عادت به کتاب‌خوانی را ایجاد و تقویت کرد. یکی از این زمان‌های مرده در «رفت و آمد» (ترافیک) وجود دارد. برای رانندگان، کتاب‌های صوتی (گویا یا شنیداری) می‌تواند پیشنهاد خوبی برای شنیدن کتاب به جای خواندن آن باشد. برای دیگر افراد، طراحی کتاب‌های کم‌ حجم و با حروف کمی درشت، می‌تواند امکان مطالعه هنگام حرکت را مهیا کند. «کتاب اتوبوس» و «کتاب مترو» از طرح‌های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران برای احیای زمان‌های مرده در این دو سامانهٔ آمد و شد بوده‌اند. به طور خاص، مقام معظم رهبری ارایهٔ کتاب به مسافران قطار را پیشنهاد کرده‌اند که متأسفانه هنوز در شکلی فراگیر و پایدار به اجرا در نیامده است. صف‌های انتظار در بانک‌ها، نانوایی‌ها، مطب‌ها، اداره‌ها و...، یکی دیگر از فرصت‌های بسیار مناسب برای کتاب‌خوانی هستند. در این مکان‌ها، به دلیل نبود تکان‌های ناشی از حرکت وسیلهٔ نقلیه، شرایط مطلوبی برای کتاب‌خوانی وجود دارد. استقرار یک سامانهٔ نوبت‌دهی شفاف و دقیق در این مکان‌ها سبب می‌شود مراجعان بدون ترس از تضییع نوبت خود، با فراغ بال به مطالعه بپردازند. یا در حالی که پزشکان از حق‌الزحمهٔ معاینهٔ بیماران، درآمد سرشاری دارند و بسیاری از آن‌ها، از همین محل، زندگی‌های آن چنانی برای خود دست و پا کرده‌اند، من تقریباً پزشکی را ندیدم که برای تلف نشدن وقت بیماران خود، به آن‌ها فرصت کتاب‌خوانی را هدیه کرده باشد. خوب است در اینجا از نانوایی‌ای در یکی از محله‌های تهران نام برده شود که با استقرار دستگاه نوبت‌دهی و قفسهٔ کتاب‌خانه، به مشتریان خود، فرصت مطالعه داده است.

×Ads by HD-V2.2V12.11* ارائه سیر مطالعاتی در فرهنگ کتابخوانی چه تاثیری دارد؟
«سیر مطالعاتی» یک عنوان خاص برای برنامهٔ مطالعاتی‌ای است که در یک موضوع واحد، دارای آغاز، انجام و ترتیب است. همانطور که از عنوان آن مشخص است، سیر مطالعاتی، مسیر خواندن را مشخص می‌کند و ممکن است براساس کتاب یا مقاله ارایه شود اما به طور معمول، سیر مطالعاتی براساس کتاب طراحی می‌گردد. این سیر به مخاطب کمک می‌کند با صرف کمترین هزینهٔ زمانی و مالی، بیشترین حجم دانش را بیاموزد. به بیان دیگر، تجربه و هزینه‌ کرد یک سازمان یا یک گروه، به کمک او می‌آید تا بهترین مسیر مطالعه را انتخاب کند.
* رسانه‌ها در ترویج کتاب‌خوانی چه نقشی دارند؟
در برخی رسانه‌ها، ظرفیت ویژه‌ای به معرفی کتاب اختصاص داده می‌شود. این ظرفیت معمولاً در قالب معرفی تازه‌های کتاب استفاده می‌شود. این در حالی که، معرفی کتاب به همگان، باید به شیوه‌ای کاربردی ـ و نه اختصاصی و ویژه ـ صورت گیرد. یعنی مخاطب عمومی، ممکن است به کتاب اقبال چندانی نداشته باشد که اکنون بخواهد از یک بخش معرفی تازه‌های کتاب استفاده کند و به کتاب‌خوانی ترغیب شود. در حالی که همین مخاطب کم‌ اقبال ممکن است برای پاسخ به یکی از نیازهای خود، کتاب مناسب را تهیه کند و بخواند.
* بهترین شیوه ترویج کتاب‌خوانی چیست؟
پاسخ‌گویی به دغدغه، خواست و گرایش مخاطب در قالب کتاب و در زمان مناسب، بهینه‌ترین شیوهٔ ترویج کتاب‌خوانی و تضمین اقبال مخاطب به آن کتاب خواهد بود. در این میان، تلویزیون تأثیری جدی و عمیق را در این جریان برعهده دارد. ضمن اینکه واحد مرکزی خبر، به جای گزارش کردن میزان کشیدگی تاندون پای فلان بازیکن فوتبال و تمرین‌های بهمان تیم در خارج کشور، می‌تواند به جهان کتاب توجه کند و پردهٔ این بیگانگی و غربت به نسبت همیشگی را، کنار زند.
* چرا در رسانه ملی کتاب تبلیغ نمی‌شود؟ به طور کلی چرا در این حجم تبلیغات کالا‌ها و خدمات، کتاب جایگاه بسیار محدود و نزدیک به صفری دارد؟
این مسأله را می‌توان از چند منظر ریشه یابی کرد: اول، غلبه رویکرد تجاری بر رویکرد فرهنگی در اشخاص حقوقی متصدی تبلیغات؛ هزینه پخش آگهی در ساعات پربیننده، ثانیه‌ای یک میلیون تومان است. بنابراین برای پخش یک نوبت آگهی یک دقیقه، باید هزینه‌ای معادل شصت میلیون تومان پرداخت شود. این هزینه برای ناشران، هزینه‌ای بسیار سنگین است. باید دقت داشت که صرف پرشمار بودن تبلیغات، منجر به افزایش فروش کتاب نمی‌شود، بلکه این هدفمند بودن تبلیغات و رساندن آگهی به دست خریداران بالقوه است که منجر به فروش بیشتر می‌شود. نمونه موفق این راهکار، راه‌اندازی سامانه‌های اشتراک در برخی ناشران است که توانسته با شناسایی ذائقه مخاطب، فقط کتابهای مورد علاقه او را به وی معرفی کند. دست اندرکاران این سامانه‌ها مدعی هستند با یک بانک داده دقیق ۱۰ هزار نفری می‌توان فروش هزار جلد از هر عنوان را با درصد تحقق قابل قبولی پیش‌بینی کرد.
* یکی از موانع پیش رو افزایش قیمت کتاب‌هاست. این مسئله چه نقشی در کتابخوانی افراد دارد؟
یکی از عوامل ایجاد مطلوبیت برای خریداران کتاب قیمت آن است. یعنی صرف جذابیت محتوایی، شهرت نویسنده، اعتبار ناشر و کیفیت فیزیکی کتاب، ممکن است به خرید کتاب منجر نشود و شخص خریدار، تمامی این عوامل را در کنار بهای پشت جلد کتاب قرار دهد و برای خرید کتاب تصمیم بگیرد.
 براساس عرف بازار کتاب در ایران، بهای پشت جلد کتاب، سه برابر هزینه تمام شده تولید آن تعیین می‌شود. به بیان دیگر، کاهش شمارگان یک عنوان کتاب به افزایش بهای پشت جلد کتاب، یعنی سه برابر میزان افزایش هزینه تمام شده تولید آن، می‌انجامد. و در نتیجه، افراد کمتری قدرت خرید آن را خواهند داشت.
 
گفتگو از محیا مستور


١٣:٢٩ - شنبه ٢٤ آبان ١٣٩٣    /    عدد : ٤٠١٧٩٢    /    تعداد نمایش : ١٥٨٨


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: